بررررررف - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 20:24
اگه میدونستم ان شاءالله گفتن مهدیه اینقدر زود جواب میده بهش میگفتم زود تر بگه ان شاءالله. همین دیروز غصه تینو میخوردم که تا حالا تو عمرم برف ندیدم و الان داره برف میاد. خداجونم شکرت. مهدیه فکر کنم اون ان شاءالله که گفتی خیلی از ته دل بود. +تازه شروع به باریدن کرده اگه روزمین نشست عکس میگیرم و میفرست...
حس ننوشتن - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 20:24
حس نوشتنم نمیاد و حرف برای گفتن زیاد دارم.تودتون به حال درونیم پی ببرید.
دلم کودکیم رامیخواهد... - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 20:24
دلم میخواهد سوار بر دوچرخه ای شوم و مانند کودکی هایم از سرازیری مقابل خانه امان سرعت بگیرم و با جیغی از سر ذوق به سمت پایین سرازیر شوم و فارغ از هر فکر و خیالی خودم را به دست باد بسپارم و موهای بلندم در باد به این سو وآن سو برود و به گردنم بخورد و قلقلکم دهد و من روی دوچرخه نازنینم که از برادر بزرگت...
داروی ضد بی شعوری. - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 20:24
قالب قبلیه نمیدونم چه مرگش شده بود هرچقدر میخواستم پستمو ثبت کنم میگفت جاوا اسکریپت نا مرتبط است. در حالی که قبلا هم این قالبو داشتم. خیلی بی تربیت شده بود عوضش کردم. نوشته های منو ثبت نمیکرد بی تربیت.:/// xa0 +ادامه پست هم رمز نداره.تموم شد رفت.:))))
وجدان کاری. - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 20:24
وجدان کاری یک معلم به خودش این اجازه رو میده که بین دوتا دانش آموز هم ترازش تبعیض قایل بشه. با تشکر از جامعه اسلامی و الگو عمل مناسب.
درهم برهم نوشت... - تاریخ: 1395/9/15 ساعت: 20:24
اینکه آدم تو جمع باشه و حس کنه تنهاست خیلی تلخه. اینکه توی یه جمع یه احمق وسط شوخی و خنده همه برگرده بهت بگه آیدا کی از کلاس ما.مدرسه ما.شهرما میری بیرون. اینکه همه ساکت بشن و به دهنت چشم بدوزن تا یه چیزی تو جوابش بگی و بشه یه معزل بزرگ و تو با اینکه کلی جواب از ذهنت میگذره فقط یه لبخند بزنی که از ت...
لایه های پنهان لحجه یزدی... - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 11:54
سلام سلام. خیلی از لحجه ترکی و زبانxa0ترکی حرف زدم بد نیست یادی هم بکنیم از لحجه یزدی ها. یکی از دوستام یه تیکه کلامی دارهxa0بااین مضمون:xa0لنگُت در ره. خب حالا این یعنی چی؟یعنی یه چیزی تو مایه های پات بشکنه. xa0 ویه اصطلاح دیگه هم هست با این مضمون که در نک بل. یعنی دهنتو ببند. xa0ویه اصطلاح دیگه که...
ساندویچ ماکارونی،آیلین یا آیدا؟؟؟ - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 11:54
دیشب داشتم درس میخوندم،هیچ کی هم جز من وعلی خونه نبودن. بعد من داشتم ریاضی میخوندم که علی اومد و گفت:آیلین؟ +ها؟ -ها چیه آخه؟بگو جونم عزیزم؟گلم،قشنگم؟ +علی بگو کار دارم عه. -میگم نهار چی داشتیم؟ +ماکارونی دیگه. -باوشه،بخون من رفتم. با خودم یه سری تکون دادم که حالا واسه چی میخواست بدونه؟؟؟ بعداز چندد...
تولد - تاریخ: 1395/8/18 ساعت: 11:54
دیروز برای تولدم رفتیم بیرون.سومین تولد بود.تولد اول رو که الینا و مبی گرفتن و کلی هم منو ذوق زده و غافلگیر کردید و ازتون ممنونم. بعدیشو دوستام تو مدرسه گرفتن و بعدم که رفتیم بیرون با خونواده.عکسارو تو ادامه مطلب گذاشتم. رمز همون قبلیه
درهم برهم نوشت - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 2:18
همانا قالب وبلاگ را عوض نمودیم،تا جای شک و تردید را از دل مادر مبی جان زدوده و تخم محبت و عطوفت و اعتماد را در دلش بکاریم. آه ای مادر مبینا(بگم خاله راحت ترم،من به مامان همه دوستام میگم خاله) آه ای خاله جان عزیز به خداوندی خدا که من یک عدد دختر میباشم،با نام آیلین،به شماره شناسنامه.........۲.صادره ا...
تهمت،یک واژه کثیف و زشت.... - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 2:18
فرق من و اون تو یک چیزه.اون با پنبه سر میبره و در خفا.من با خنجر سرمیبرم و در عامه. من کار بدی نکرده بودم،تقصیر اون بود.اون خوب بلده چطوری همه رو از من برنجونه. خوب میدونه چه جوری کاری بکنه که همه از من بدشون بیاد. واسه خودم متاسفم که فکر میکردم اون همدم منه و تو خونه ازم حمایت میکنه، واقعا برا خودم...
همه چی نوشت - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 2:17
سیلام،سیلام. ادامه مطلب نوشتم... رمز هم نداره xa0 xa0 xa0 راستی بچه ها دریافتم که هر عکسی که بخوام بزاتون نشون بدم میتونم تو عکس پروفایلم بذارم(بدون آپلود)بنابراین هروقت خواستم عکسبذارم رو پروفایم میذارم که شماها هم ببینید xa0 xa0
ماهی... - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 2:17
xa0 xa0 عه خب اون قالبو دوست نداشتم. من همچنان دخترما،عوض نشدم.فقط قالب عوض شده،هنوزم آیلینم با همون شماره شناسنامه و محل تولد xa0 xa0 xa0 ماهییییی قالبت مشکل داره.نمیتونم نظر بذارم برات xa0
مامانبزرگ عروس میشوددددد....:)))) - تاریخ: 1395/8/11 ساعت: 2:17
چند روزی بود موهای صورت مامان بزرگ خیلی تو چشم من بود،اصلا خاری بود بسی تیز که مردمک چشمانم را از کفم داده بود. تصمیم گرفتم هرجور شده موهای صورتشو تمییز کنم.همش میگفت باید اربعین بشه بعدا. عزادار امام حسینم و اینگونه بود که دست هرکی موچین میدید مثل بچه ها بدو میزفت تو اتاقو خودشو میزد به خواب. امروز...
لادن... - تاریخ: 1395/7/26 ساعت: 15:03
لادن برات تو بلاگ اسکای یه وب درست کردم.چون تو وب ماهی دیده بودم که گفتی بلد نیستی. بهت صبح پیام داده بودم و تو جوابمو نداده بودی. هروقت که دوست داشتی بیا بهم بگو تا رمزو نام کاربریتو بهت بگم و بعدا خودت رمزتو عوض کنی. اگر هم نخواستی که هیچی دیگه حذفش میکنم.
شاید تا ابد... - تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 11:39
ببخشید بچه هابه هیچ کی رمز ندادم.قرار هم نیست رمز بدم.
بدون عنوان نوشت - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 13:53
جییییییییییغ(سهیلا گوشاتو بگیر دوست دارم جیغ بزنم)جیغغغغغ. امروز بابام اینا میرسن.آخ جوننن. هواپیمای بدجنس۲ساعت تاخیر داشته.ای هوا پیمای بدجنس. مامانم از وقتی که بابام اینا سوار هوا پیما شدن همینجوری هی داره دعا میخونه. منم انداخته به نگرانی اما مگه این ذوق اومدنشون میذاره من نگران باشم آخه؟؟؟؟ امرو...
آخخخخخخخخ جوووووووون - تاریخ: 1395/7/22 ساعت: 13:52
...
دلتنگی معقوله بی شعوریست... - تاریخ: 1395/7/17 ساعت: 13:51
بازهم نوشته ای به سبک ماهی.کمی هم تلفیقی از خودم و تزریقی از احساسات بد و دلتنگی. تا نیاید مصبب دلتنگیم،آرام نگیرد این دلم....
آدمک آخر دنیاست بخند... - تاریخ: 1395/7/16 ساعت: 19:18
...آدمک آخر دنیاست بخند. ...آدمک مرگ همینجاست بخند. ...دست خطی که تورا عاشق کرد،شوخی کاغذی ماست بخند. ...آدمک خر نشوی گریه کنی. ...کل دنیا تماشاست بخند ...آن خدایی که تو بزرگش خواندی ...بخدا مثل تو تنهاست بخند. بازهم بقیش در ادامه مطلب

برچسب‌های مرتبط

داروی ضد بید | داروی ضد بی قراری | داروی ضد بی خوابی | وجدان کاری | وجدان کاری چیست | وجدان کاری در سازمان | لایه های پنهان جنگ | لایه های پنهان | لایه های پنهان فیلم | لایه های پنهان اینترنت